من ، با کلاسی و حباب

دقیقا همین چند سال پیش بود که رفته بودیم نامزدی یکی از فامیل‌ها خواهر عروس خانوم روی سر خواهرش وقتی داشت اون وسط می‌رقصید دلار می‌ریخت و البته هر کی اون وسط داشت می‌رقصید از دست و دلبازی خواهر عروس خانوم یعنی یک دلاری بهره‌مند می‌شد!!! دقیقا منو خواهرام اون ته سالن نشسته بودیم و هرهر به این مضحکه بازار می‌خندیدم که ای بابا خب یه هزاری که ارزشش بیشتر از این دلار امریکایی 800 تومنی است !!!!

تازههههههه یادمه اخر شب که عروس خانوم داشت می‌رقصید یه مشت دلار روی سرش ریختن که از قضا فک کنم یه 5-6 تاش افتاد جلوی پای من و من اونقدههههههه با کلاس بودم که اصلا دولا نشدم یه دونه‌شو بردارم و یادمه یه پسر بچه شیرجه رفت روش! ولی فقط کافی بود من پام رو می‌ذاشتم روش و موقعی که کسی حواسش نیست دولا شم بردارم ولی اون موقع من خیلی با کلاس بودم !!‌ ای تو روح کلاس

خلاصه روزگار چرخید و چرخید تا رسید به حالا ولی متاسفانه اون خانواده دیگه عروسی ندارن که ما رو دعوت کنن و از دیشب تا حالا درام به خودم فحش می دم که خب چی می شد یه دونه از دلارای که روی زمین افتاده بود رو بر می داشتم و برا خودم کلاس نمی ذاشتم !!! اصلا فک کن اگه همون 5 تا رو بر می داشتم الان چقدددددد پول داشتم هیییییییی روزگار

اینا رو گفتم که بگم اقا ما خیلی فک کردیم به اینکه این بازار حباب است یا نه؟  ولی هر چی فک می کنیم درک نمی کنیم که این حباب با چه کفی ساخته شده که نمی ترکه بابا لامصب چه موادی بوده که این حبابهههه همین طوری کش بیاد ؟؟؟؟ خب چی می شد توی این حباب سازهااااا هم از این کفا استفاده بشه که زرتی تموم نشه :‌‌)

 

/ 0 نظر / 52 بازدید