تولدم مبارک

 در ظهر گرم و الو گرفته شهریور به دنیا آمدم خیلی کوچک بودم آنقدر که یادم نمی آید چگونه آمدم. چگونه خودم را از زهدان زنی بیرون کشیدم و نور را چگونه دیدم آنقدر می دانم که من بود و آب و لخته های از خون و فشاری که تمام تنم را می خورد اول سرم کتفم و دست آخر پنجه های پایم متولد شد. نامم را وقتی پیرمرد در ایوان اتاقک بالا قرآن می خواند انتخاب کرد به پیرمرد تعارفی زدند و او نامم را مریم گذاشت نامی که همیشه دوست داشتم و به خاطر آن از پدرمرد تشکر می کنم.

 

تبریکات به سبک گوگول

 

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
باد صبا

سلام خوب شد این روز رسید. والا دیگه نمی شد خاکایی که روی وبلاگ نشسته تکوند. تولدتون مبارک [دلقک]

باد صبا

[هورا] منظورم این یکی ایکون بود

منا

تولدت مبارك مريم جون[قلب][گل]