امیر را کشتند به جهل

158 سال پیش در چنین روزی در سال 1230 شمسی امیر را در حمام فین کاشان به خنجر جهل کشدند.

خب کی چی اصلا خوب شد که مرد اصلا می موند که چی میشد می موند که بیشتر گند می زد به تمام آن پایه های سست سنت جهل پرست ایرانی ؟ می موند که که با باز کردن مدارس فنی چون دارلفنون ملت رو با تمدن کثیف غرب بیشتر آشنا می کرد؟ می موند که بیشتر با جاهلان سنت گرا در می افتاد خب بهتر شد که مرد !!!

خیلی از کسای که در مورد تقابل فرهنگ غربی و ایرانی  کار می کنند عقیده دارند که امیر کبیر نقش بسیار زیادی برای آشنا کردن وجهه مثبت تمدن غربی و البته کارکردی اون به جامعه ایرانی داره درزمان امیر بود که اولین مدرسه مدرن و فنی ایرانی یا بهتره بگیم یه نمونه کوچکی از دانشگاه و کالج به نام دارالفنون در ایران شکل گرفت که بسیاری از دانش آموختگان آن به فرنگستان رفتند و بدها شدند جزی از سردمداران ایران نوین !!!!

امیر کبیر هم بعد از مردنش بود که شد امیر ایرانیان مرده پرست تا قبل از اون امیر معلون داشت تمام ارکان نظم و سنت ایرانیان را بهم می زد و برای همین شد مدهور الدم و محارب و بعد شد شهید !!!

کلا همین طوری اس دیگه

راستی یه حکایتی هم هست از امیر که احتمالا خونید ولی من چون تکرار کلا چیز بدی نیست ما هم تکرار می کنیم از خود راضی

روزی که امیرکبیر گریست

سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی.. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

  چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد...

در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست

امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند

امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند

 

 

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
باد صبا

سلام دستتون درد نکنه خیلی نوشته خوبی بود و البته تلخ. راستی یه سوال. این روز ها روزگار تلخه یا حواشی اون یا هیچ کدوم و همه چی گل و بلبله؟ نوشته خوب این روزا نوشته تلخی هم هست؟ این روزها بیشتر به انبساط خاطر میاز داریم یا به آگاهی هایی که معمولا تلخ هستند؟ ببخشید گفتم یه سوال و شد چند تا. به امید فردایی بهتر

نبی

در کشور ما هم اکنون روزانه صدها نفر در اثر بی پولی جان خود را از دست می دهند هیچ مسئولی ککش نمی گزه بعدش امیر را خائن میدانند