گذشتگان پاک شدنی نیستند

چند روزی است که خبر از پایین اوردن آریو برزن از  میدانگاه شهر می اید

سرداری که در جنگ مقابل اسکندر مقدونی مغلوب شد و پایتخت همخامنشیان در اتش هوس های بزرگ مردی کوچک سوخت اریو برزن را خیلی از ماها نه به عنوان یک فرمانده مغلوب می شناسیم که او را سردار شجاعی می دانیم که تا اخرین نفس در راه سرزمین خود جنگید.

اما این روزها خبر می رسد که یک نهاد اتفاقا نظامی می خواهد تا مسجمه مردی را که روزگاری دور برای سرزمینش جنگیده را پایین بکشد به بهانه ی اینکه باید ارزش ها راحفظ کرد

و این ارزش ها از دید یک ادم نظامی چیست ؟ چه فرقی بین همت و باکری و جهان ارا با اریو برزن و سورنا هست وقتی که همه انها برای سرزمین خود جنگیده اند ؟

و چرا برخی از ما اصرار داریم تا کل گذشته را پاک کنیم و بنای جدید از همه چیز حتی تاریخ و فرهنگ بسازیم ؟

یادمان باشد تا وقتی به گذشته گان احترام نمی گذاریم کسی از آینده به ما احترام نخواهد گذاشت

/ 6 نظر / 2 بازدید
باد صبا

سلام دستتون درد نکنه. خیلی نوشته مهمی بود. و خیلی تلخ. امیدوارم این اتفاق نیفته. ضمنا فهمیدن این مسئله که برای اینکه آیندگان به ما احترام بذارن اینه که ما به گذشتگان احترام بذاریم خوشبختانه بر ای من و شما آسونه. ولی بعضی اینو نمی فهمن. براشون خیلی خیلی سخته که این مطلب ساده رو بفهمن. ضمنا شما قبلا به وبلاگ بقیه هم سر می زدین ها

سبز پر رنگ

واقعا خیلی تلخ بود ولی باید باور کنیم واقعیت های تلخی که داره هر روز از کنارمون عبور می کنه

آزاد

چه بگویم؟ سخنی نیست می وزد از سر امید، نسیمی؛ لیک تا زمزمه ای ساز کند در همه خلوت صحرا به رهش نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست *** پشت درهای فرو بسته شب از دشنه و دشمن پر به کنج اندیشی خاموش نشسته ست بام ها زیرفشار شب کج، کوچه از آمدو رفت شب بد چشم سمج خسته ست *** چه بگویم ؟ سخنی نیست در همه خلوت این شهر،آوا جز زموشی که دراند کفنی نیست وندر این ظلمت جا جزسیا نوحه شو مرده زنی نیست ورنسیمی جنبد به رهش نجوا را نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست... سروده احمد شاملو چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

باد صبا

سلام کاش یه روز می رسید که شما چیزی می نوشتید.

رضا

مريم جان سلام... من رضا هستم.... (دست نوشته‌هاي يه پسر كوچولو) الان بعد از حدود 2 سال به وبلاگم سر زدم... يادش بخير. چه شوري براي نوشتن داشتم و تو هميشه به وبلاگم لطف داشتي... وبلاگت خيلي بهتر شده از اون موقع. دوسش داشتم. مريم جان، آريو برزن و تمام دلاوران بخشي از وجود همه ما هستن كه مطمئنم يه روزي بيدار ميشه... به اميد اون روز.. بازم از ديدن وبلاگت خوشحال شدم مريم جان...