از ماست که بر ماست

 روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،

بـر اوج فلک چون بپرم -از نظـر تــیز-

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

منسوب به ناصرخسرو

/ 6 نظر / 5 بازدید
سینا

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست معلم هنر ما همیشه میگفت این جمله رو با خط خوش تو دفتر بنویسید[نیشخند] یادش بخیر

باد صبا

سلام من به آبجیتون هم همین توصیه رو قبلا نوشتم. لطفا همه یادداشت ها رو چک کنید که اگه لازمه بعضیاشون رو پاک کنید. و اگه وقت این کار رو ندارید شاید بهتره براشون تاییدیه بذارید.

عرصه سیمرغ

سلام خسته نباشين ماشااله ژركارين برخلاف من موفق باشين[گل]

عرصه سیمرغ

سلام خسته نباشين ماشااله پركارين برخلاف من موفق باشين[گل]

زهرا

خوب این که گفتی یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ابله][ابله]