زنانه (زن بودن)

تنها التیام ناراحتی حاصل از یک شکست عشقی، یک مشاجره‌ی لفظی شدید، رنج و درد مورد بی‌مهری و بی‌وفایی واقع شدن، افسردگی حاد، میل به خودکشی، احساس پوچی و بی‌مصرفی، رد شدن در یک آزمون یا مصاحبه شغلی، حتی پشت کنکور بودن! ، و هرگونه رنج و ناراحتی دیگری تنها یک چیز است!

 

 

 

.. خرید کردن ..
من نمی‌دانم چه قدرت عظیمی در "خرید کردن" وجود دارد، که هر دردی را دوا می‌کند؟!!! در اصل من نمی‌دانم چرا خداوند این‌قدر به جنس مؤنث لطف داشته که با بوجود آوردن این حس در او، یک Refresh اساسی در روحیه‌اش ایجاد می‌کند و باز او را به شادابی اولیه برمی‌گرداند!

این مطلب دزدی بود از http://parvaztm.blogfa.com/

و اینکه جالبه که از هر خانومی هم میپرسم میگه آره درسته !!!!!!!

ولی من خودم توی ترک این عادتم چون اعتقاد دارم آدم باید وقتی می خواد یه چیزی بخره شاد باشه و هر وقت که خریدش رو می بینه یاد خاطره شاد اون روز بیفته!!!!

چون من دقیقا چند بار موقعی که ناراحت بودم رفتم خرید و الان هر وقت اونا رو نگاه می کنم دقیقا یاد اون اتفاقات ناراحت کننده اون روز می افتم و بعد هم همش فکر می کنم آدم نباس کینه شتری داشته باشه ولی این خریدا منو به سمت شتر بودن بردن

/ 10 نظر / 6 بازدید
سهراب

سلام تو توضیحات پروفایل بعضی جاها " پ " رو " ژ" نوشتی.فکر کنم اشتباه شده. به ما سر بزن و اگر قابل دونستی برای تبادل لینک خبر بده.

Mody

عجب[قهقهه] این اعترافات ثبت می شود و بعدن در دادگاه قابل استناد است[نیشخند]

آب تنی

به قول یک دوست این خانم ها آن قدر مخلوقات عجیبی هستند که هیچ کس به جز خودشان نمی تواند آن ها را کشف کند

زهرا

ااااااااااااا... پس چرا من اینقدر از خرید کردن و بازار رفتن متنفرم؟؟؟؟ مگه ما از یه خون نیستیم؟؟؟ من به کی رفتم؟؟؟ من بچه اون خونه نیستم؟؟‌ مژگان و از تو گوجه گندیده ها پیدا کردند من و چی؟؟؟ تو باید یادت باشه. نه؟؟؟[نیشخند]

amir khani_( pahlawichi)anzali

اسم خانوما بد در رفته وگر نه اقایون هم خیلی ول خرج هستن..اینو همیشه خانومم به من میگه[خنده]

اشرف گيلاني

. پس انگار من يه مورد استثنام! چون پول خرج كردن عصبيم مي كنه

سیاوش

به نظر من چند تا علت داره! 1) دکارت می گفت: "من فکر می کنم، پس هستم"! 200 سال بعد از اون انسان ها تویه کشورهایی که الان توسعه یافته اند می گفتند "من کار می کنم و سرمایه جمع می کنم و باعث تولید بیشتر می شم پس هستم"! الان تویه همین کشورها و تویه بسیاری از کشورها ( به خاطر جهانی شدن) می گن: "من مصرف می کنم، پس هستم" در حقیقت مصرف کردن به آدما هویت می ده چون: 2. در دوران سرمایه داری، تعریف انسان با "داشتن" صورت می گیره! کسی وجود و هویت داره که چیزی ( مثلاً خونه ای، ماشینی، لباسی، موبایلی و غیره) داشته باشه! وگرنه به حساب نمی یاد. به همین خاطر خرید کردن و مصرف کردن به نوعی باعث میشه که آدم احساس کنه وجود داره! 3. به لحاظ روان شناختی هم باید بگم. آدما با تغییر دادن رنگ ها و فرم ها ( توی لباس و غیره) فضای جدیدی رو تجربه می کنن که اون ها رو از زندگی یکنواختی و یکسان در می یاره و می تونه احساس تازه شدن به اون ها بده 3. به لحاظ جامعه شناختی می تونم بگم که: از اون جایی که توی ایران خیلی چیزا ممنوعه (پارتی گرفتن، رقص و غیره ) اوقات فراغت ایرانی ها به دو چیز خلاصه می شه: 1. خری

سیاوش

3. به لحاظ جامعه شناختی می تونم بگم که: از اون جایی که توی ایران خیلی چیزا ممنوعه (پارتی گرفتن، رقص و غیره ) اوقات فراغت ایرانی ها به دو چیز خلاصه می شه: 1. خرید و 2. خوردنی ها