یعنی چی!!!!!!!!!!!!

 در همین رابطه درد و دل های یکی از بزازهای ولایتمان را برایتان می گذارم

خانووم… بعد از این که هفت هشت دفعه،

 هی اومدس و رفته س و دیده س و نخریدس،

بالاخره، باری آخرکه اومدس،

یه دفعه دیگه هم پارچه را دیدس،

 این دفعه، کم و بیش پسندیده س وخبری مرگش خریدس.

برده س، برا اینکه بعدآ آب نرد و کو چیک نشد،

 پارچه را شسته س، بعدش بریده س، داده س خیاط براش دوخته س

پوشیده اس، باهاش رفته اس عروسی،

تو عروسی کلی پزداده س، قر داده س، رقصیده س، لاسیده س……..

 بعدش رفته س خونه، کلی توش نیشسته س، با هاش خوابیده س و غلطیده س وکپیده س.

 یه چند روز بعد دلشو زده س،

رفته س پیرنو شیکافته س، دوباره شسته س، حالا پس اورده اس !

 میگد از رنگش خوشم نیومدس !!

 این پارچه دون، حج آقا!

لطفآ پولمو پس بدیند…..!

راستی راستی که خیلی ناکس ونانجیب و پدر سوخته س !!!
 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام مریم جان همشهری خودته دیگه. چی می تونم بگم[نیشخند]

باد صبا

سلام دستتاون درد نکنه خیلی بامزه بود. [گل]

باد صبا

سلام یه چیز دیگه. میشه یه زحمتی بکشید و یه خورده برای وبلاگ بابای من تبلیغ کنید. ایشون یه پست جدید نوشته ولی فعلا هنوز شناخته شده نیست. اسم وبلاگ ایشون همونطور که توی وبلاگ خودم گفتن تمبوره.

حوریا

چه دلش پر بوده این بزازه.خوبه که شما پای حرفاش نشستی!خب راست میگه دیگه یعنی چی نداره !بعضی از مشتری ها هم خیلی اذیت میکنن!

ابجی خانوم

مریم خانم وا چه حرفا قرار نسیتا زیر ابی بریواسه همشهریاموننا

Mody

خـُبس[چشمک]

زهرا

خجالت بکش. واسه خودمون حرف در نیار دیگه. در مورد پست قبلیت هم باید بگم که یادته هر وقت پدر سالار و نشون میداد میگفتی این معلم ماست، این معلم ماست؟؟ پس این همه توجه دلیل داشته، ها؟؟؟ چرا تو خوشگلی[لبخند]

علیرضا

این تابلو حکایتی است از تعارض ذهنیت مدرن شده خریدار و فرهنگ مصرف گرای فردگرا با نهادها و ترتیبات اجتماعی سنتی و ضدمصرف گرا

باد صبا

سلام دستتون درد نکنه که زحمت کشیدید و تبلیغ کردید. اما من خواستم برای آقای برهان تبلیغ کنید نه برای آقای برهانی. ضمنا شرمنده فرمودید بالای لیستتون قرار دادید. بالا خره اثری از آقا علبرضا در محیط مجازی دیدیم. از آشناییشون خوشوقتم. کاش وبلاگ هم می نوشتند.

آفاق

خیلی بامزه بود درد دل بزاز! البته با لهجه.