زنانه ها - انیس الدوله

این تصویر متعلق به خانم انیس الدوله ،همسر صیغه‌ای و محبوب ناصرالدین شاه است. شاه در اوایل دوران سلطنت خود در سفر به دهکده (امامه) نزدیک اوشان فشم و میگون دختری هفت ساله را پسندید و او را به قصر خود برد .انیس الدوله که نام وی  فاطمه است.دختر نور محمد، از گرجیانی بود که در زمان صفویه، اجدادش را از گرجستان کوچانده و در مازندران سکونت داده بودند. پدرش در جوانی درگذشت و از آن پس نزد عمه‏اش زندگی می‏کرد. وی وقتی به قصر یا همان حرمخانه ناصرالدین شاه وارد شد تحت نظر یکی از همسران شاه جیران خانم فروغ‌السلطنه ـ که در آن زمان زن سوگلی شاه بود ـ  قرار گرفت و دخترک تا سن 16 در خدمت وی بود.  پس از مرگ جیران کلیه اموال او به فاطمه سپرده شد. وی در دربارتصمیم گرفت باسواد شود لذا دو سه نفر از ملاباجی‌های اندرون، مامور تعلیم و تربیت او شدند.

در سفر سلطانیه، شاه او را صیغه کرد (۱۲۷۶ ق) و فاطمه خانم را «انیس الدوله» لقب داد و بعد هم مالیات شهر کاشان و دهات آن را به انیس‏الدوله واگذار کرد.  و به دلیل لیاقت، کفایت، کاردانی و آداب‏دانی به تدریج مورد توجه و علاقه شاه قرار گرفت و مقام و منزلت ممتازی در میان زنان عقدی و صیغه‏ای شاه به دست آورد.

انیس الدوله در طول سالهای زندگی در حرم خانه چاق و چاق تر شد.این تصویر در سال 1283 ه.ق گرفته شده و مربوط به دوران جوانی و تناسب اندام اوست.

اولین زنی بود که به همراه شاه قاجار در اولین سفر او به فرنگ (تا مسکو) رفت. انیس الدوله در واقع ملکه بود، ولی فرزندی نیاورد. شاه او را از ته دل و با تمام جان دوست داشت و چندین بار خواست وی را در زمره زن های عقدی خویش درآورد، ولی انیس الدوله نپذیرفت و اظهار داشت که نمی خواهد ساعت سعد زناشویی خود را بر هم زند. انیس الدوله، به همراه شاه و همراهان وی از راه انزلی عازم اروپا شدند، اما چون موضوع  حجاب انیس الدوله مطرح بود و ظاهری کاملا متفاوت با زنان اروپایی داشت،به اجبار او را از مسکو به تهران بازگرداندند اما شاه به حدی به او فکر می کرد که به هنگام سفر به انجلیز پیکره ای از خود را به همراه کارت پستالی برای او فرستاد این البته به جهت روزی بود که در بلاد فرنگ عشاق برای معشوق انجام می دهند تا نشان دهند فکرشان به او مشغول است(ولنتاین) ناصرالدین شاه درباره همراه بودن انیس الدوله در این سفر در خاطرات خود چنین نوشته است:

"کسانی که همراه به فرنگستان آمده اند از این قرار است در دو کشتی؛ کشتی اول : صدراعظم، انیس الدوله، عایشه، معصومه، خورشید کنیز انیس الدوله..."

با مشکل پیش آمده و عدم تناسب لباس انیس الدوله با زنان اروپایی، قرار شد، آن ها (زنان همراه) به ایران بازگردند. ناصرالدین شاه می‌گوید:

" امروز بنا شد انیس الدوله و حرم از این جا، فردا بروند تهران. با ساری اصلان (رحمت الله خان) و میر شکار، محمد حسن خان برادر انیس الدوله، حاجی سرور، آقا علی و غیره... انیس الدوله راضی نمی شد. گریه کردند. خیلی به ما بد گذشت، خیلی بد، خیلی سخت، اگر همراه می بردیم برای جا، منزل، کالسکه، کشتی نشستن اشکالات داشت. اگر بروند تهران دل ما می سوخت. بسیار بسیار بد گذشت. آخر میرشکار، ساری اصلان راضی کردند به خودشان که این جا بد می گذشت مثل حبس بودند."

 روز بعد شاه در یادداشت خود آورده است : "... آمدیم عمارت، انیس الدوله این ها می خواستند بروند. زیاد گریه کردم و آن ها هم گریستند. اوقاتم بسیار تلخ شد. خدا انشاالله به سلامتی همه را به وطن خود برساند. انشاالله به خصوص انیس الدوله هرچند در طول سفر خاطرم از وی فارغ نمی‌شد."

می توان ادعا کرد که همه نویسنده‌ها او را از نظر اخلاقی و وقار و نجابت بسیار ستوده‌اند. به‌عنوان نمونه دکتر فووریه در وقایع هفتم تا دوازدهم ربیع الثانی 1307 که همراه ناصر الدین شاه به قصر دوشان تپه رفته است، می‌نویسد:«می‌گویند زنی خیرخواه و زیرک است. به هرحال در لطف و خوش صحبتی او حرفی نمی‌رود و همه وقت متبسم و خوش احوال است.» خانم کارلا سرنا نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی او را در سال 1294 ه.ق دیده و می‌نویسد بسیار چاق و درشت اندام بوده و غذای زیادی می‌خورده و به مادام کارلا سرنا گفته تو چقدر لاغر و خشکیده‌ای . مردان ایرانی زنان چاق را دوست دارند و هر چه زنی فربه تر باشد نزد شوهرش عزیزتر و مقرب‌تر است. (آخیه اگه من اون موقع بودم دیگه لازم نبود همش خودم مث چوب خشکیده کنم)

وی خصوص اولین دیدار خود با انیس الدوله شیفته اخلاق او شده می­نویسد: علیا حضرت {انیس الدوله} با من خیلی دوستانه دست دادند و با اشاره دست، نزد خود در قسمت جلوی جایگاه، جایی را نشان دادند. آن گاه به خانم مترجم، خطاب کردند که همین مطلب را برای من ترجمه کند، ولی به زودی ما موفق شدیم به زبان اشاره منظور همدیگر را خوب درک کنیم. . انیس الدوله اولین زن حرمخانه ناصرالدین شاه بود، که عنوان ملکه را دریافت کرد و وظایف متعدد ملکه ها را به عهده گرفت.

همچنین وی اولین زن حرمخانه شاهی بود که مفتخر به دریافت نشان حمایل آفتاب شد. قبل از سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ، نشان حمایل آفتاب در آن سامان متداول بود که به ملکه ‌بود،ایشان حتی وقتی باخبر می‌شد یکی از سفیران قصد ترک ایران را دارد برای خداحافظی از زنان همراه آنان دستور برپایی مجلسی را به افتخار آنها میداد. انیس الدوله چون خودش رعیت زاده بود، بهتر می توانست وضعیت رعیت را درک کند. لذا نقطه‌ای را در حرم شاه عبدالعظیم حسنی (ع) معروف به بست انیس‌الدوله تعیین کرده بود. هر کس آنجا بست می‌نشست، نشانه آن بود که به انیس الدوله تظلم کرده و این ملکه باید به کارش رسیدگی کند. انیس‌الدوله بدین ترتیب مرجع و ملجا کسانی بود که حتی از حفظ جانشان بیمناک بودند و به آستان او پناه می‌بردند. حتی گاهی اتفاق می‌افتاد افراد از دست مامورین ناصرالدین شاه به انیس الدوله پناه می آوردند؛ مثلا سردسته یکی از ایلات که گویا مختصری نافرمانی کرده و مورد خشم و غضب فوق العاده ناصر الدین شاه واقع شده بود؛ در حضرت عبدالعظیم به‌عنوان تحصن بست نشست. انیس‌الدوله به او تامین جانی داد و از طرف دیگر ماموران دولت که از طرف شاه برای سرکوبی و تنبیه این آدم رفته و با تحصن او در حصن انیس الدوله روبه رو شده بودند، از ترس سطوت ملکه جرات نکردند کاری به او داشته باشند و وقتی با اعتراض ناصرالدین شاه مواجه شد، عذر آورد که ترسیده اگر او مخالفین شاه را پناه ندهد، آنها به سفارت روس یا انگلیس پناهنده شوند و این برای اقتدار کشور بسیار نامناسب است. این امر نشان از زیرکی و دور اندیشی و در عین حال وطن دوستی انیس الدوله دارد. 

 یکی از برگ‌های زرین زندگی انیس الدوله نقش او در واقعه تنباکو است. ملکه با آن که  می‌بایست حافظ منافع دربار باشد، ولی منافع ملت و اطاعت از مرجعیت دینی را مقدم بر منافع کوتاه مدت دربار می دید و با تدبیر و درایت خاص خود نهضت را در داخل قصر پیگیری کرد. ناصرالدین شاه یکباره دید فرمان جهاد میرزای شیرازی تا لایه های زیرین و پنهانی قصر او نیز نفوذ کرده است. وقتی شاه به اندرون انیس الدوله وارد شد، از او پرسید: «خانم! چرا قلیان ها را از هم جدا و جمع می کنند؟» جواب داد: «برای آن که قلیان حرام شده.» ناصر الدین شاه روی درهم کشیده و با تغیر گفت: «که {چه کسی} حرام کرده؟» انیس الدوله «با همان حال» گفت: «همان کس که مرا به تو حلال کرده.» شاه هیچ نگفت و برگشت و برای آن که مبادا به احترامش لطمه وارد آید، بعد از آن به هیچیک از نوکران خود دستور نمی داد قلیان بیاورند و در تمام دربار قلیان ها را جمع کردند.

او اجازه داشت در کنار ناصرالدین سر سفره بنشیند و غذا و آش و کباب و پلو به او تعارف کند.لقب او حضرت قدیسه بود .پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در روز 12 اردیبهشت 1275 ه.ش ،او مدت زیادی زنده نماند .دوستعلی خان معیرالممالک نوه دختری ناصرالدین شاه، علت مرگ انیس الدوله را ناراحتی و بی قراری او پس از مرگ شوهرش خوانده که چون حقوق ماهانه‌اش ،یعنی اسکناس های مزین به تصویر ناصرالدین شاه را برایش آوردند به گریه و شیون پرداخت و سکته کرد و مرد.اما اسنادی که جدیدا کشف شده گواهی فوت ایشان را به علت ابتلا به بیماری یرقان، ذکر کرده و ایشان به علت هپاتیت B در 42 سالگی مرد.

 

/ 7 نظر / 52 بازدید
ماشا

سلام.مرسی .خواندنی بود و عبرت آموز به وبلاگ من سر بزن و نظری بده منتظرتم.

دکتر حامد

سلام.هنوز م نویسی.جالبهشناختی ؟ نشناختی یه سر بزن بشناس[نیشخند] جالب بود انیس الدوله ولی ببین چه سیبیلایی داره[نیشخند]

دکتر حامد

سلام.پس نشناختی.به آرشیو مطالبت رجوع کنی میبینی مثلا فال دانشجویی رو از وبلاگ من کپی کردی و تو وبت گذاشتی و وب منو هم معرفی کردی به همه[نیشخند][نیشخند] یه زمانی زیاد میومدی وبلاگم.البته خوب 2 یا 3 سال از اون موقع ها گذشته.منم به آرشیو رفتم نظراتت دیدم اومدم سراغت اما گفتم شاید مثل همه قدیمیا تعطیل کردی که دیدم نه هنز فعالی. منم تعطیل کردم اما این سری اومدم که دیگه تعطیل نکنم [نیشخند]

کوروش

اینکه قیافش شبیه مرداس![نیشخند] دوجنسه نبوده؟[قهقهه]

نيما

سپاس براي اين پست و اطلاعات خوبتون

نيما

يكي به من گفت كه بي بي سي در مورد خانم انيس الدوله يه مستند پخش كرده و ... ميگفت كه اونجا گفته انيس الدوله قبل از شاه مرده! و يكي دو تا تناقضات ديگه. امروز اومدم و اين مطلب رو دوباره خوندم... كنجكاويم براي اين خانم مربوط به گزارش امامه (روستاي سوگلي) هست كه اخيرا نوشتم. بازم ممنون