یک وصیت

می گند آغامحمد خان قاجار اندر باب حکومت داری به جانشین خود وصیت نموده که برای اینکه حکومت پا برجا بماند ملت را همیشه بی سواد و گشنه نگه دار

این وصیت سخن هوشمندانه ی از شاه اخته ایران بود که توانست دودمان او را تا 200 سال در ایران سرپا نگه دارد و اب هم از اب تکان نخورد. اما وقتی یکی از دودمانش همان شاه شهید همان ناصرالدین شاه به فرنگ رفت و شیفته و واله ان هم اتفاقات کفرستان شد وقتی که دانشجو به کفرستان فرستاد و طبیب و مهندس خارج دیده را وارد ایران کرد پایه های سلسه ای شاه اخته به لرزه افتاد و در نهایت این واله فرنگ شدن نتبجه اش شد مشروطه که دست اخر هم همان ارمغان کفرستان یعنی همان مجلس ملی حکم به انحلال این سلسه داد و دیگری امد .

ان دیگران هم سلسه ای راه انداخت که در نهایت با پول نفت با ان همه درامد با ان رشد سرسام اور با ان دورازه های تمدن خودش را به فنا داد هر دوی اینها دو سلسه فراموش کردند که روزگاری مردی اخته به نام آغا محمد خان شرط بقا در این سرا را بی سوادی و گشنگی دانسته بود فرزندانش مردم را بیدار کردند و جای خود را به دیگران دادند و ان دیگران پول را به جیب های مردم اوردند و مُلک را به دیگری دادند.

اما این روزها گویا با بحث های گرانی با کرایه خانه های انچنانی برای خانه های سست با بیکاری با جیب های خالی و پزهای عالی با این روند رود به نزول اگاهی و سواد مردم با نمره های توصیفی با نداشتن مردودی در مدارس با دانشگاه های اب دوغ خیاری با دانشجوهای مارک دار و ..... هزار و یک چیز دیگر گویا این روزها بیشتر شبیه به وصیت شاه اخته است.

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
امیر

میدونستی خیلی قشنگ مینویسی مثل اسمت. بهم سر بزن. نمک گیر شدم بازم میام

نيما

پست جالبي بود. ... ملت را همیشه بی سواد و گشنه نگه دار. بنظر ميرسه كه حق با شماست. يك حقيقت تلخ! متاسفانه