مصائب ماه رمضان داغ

 

خب این ماه رمضون کی تموم میشه ؟؟؟

خدایا خودت دقت داری 16 ساعت توی دمای 38 درجه والا بعید می دونم روز قیامتم که روزاش قده هزار ساله زمینه اینقده بی حال بیشیم که اینجا ...

 

اولین باری که روزه گرفتم کلاس سوم ابتدای بودم ماه رمضون دقیقا از اخرین امتحان ثلث دوم شروع شد و تمام عید بهار در بهار بود (البته این شعار تلویزیون بودااا)

اولین روزه مصادف بود با اخرین امتحان که نقاشی بود چقدر ذوق زده بودم احساس خوبی داشتم اولاش همه می گفتن تو کوچیکی کله گنجشکی بگیر  کسی باور نمی کرد که بتونم از پس روزه هام بربیام ولی من صادقانه باید اعتراف کنم برای اینکه به اونا ثابت کنم می تونم 27 تا از روزهامو گرفتم اون دوتای دیگه هم .... :( البته تقصیر من نبود ماه رمضون افتاده بود توی عید و خب شیرینی و اجیل کی می تونه جلوی خودشه بگیره که خدا انتظار داشت یه بچه 9 ساله بتونه ؟؟؟؟ دقیقا یادمه که یکی از روزهامو فقط برا خاطر چندتا فندوق که هی بهم می گفتن بیا منو بخور خوردم :) تازه خیلی سعی کردم نخورمشون ولی اونا توی جیب لباس نوای عیدم بودن و هی دستم می خورد بهشون و من اصلا نمی تونستم بهشون بی تفاوت باشم اخر سرم رفتم توی راه پله های بالا پشت بوم یواسکی اونا رو خوردم :) حس خیلی خوبی بود یه بار بزرک از روی دوشم برداشته شد حس خوبی بود هنوزم طعم اون فندوق های قهوه ای توی دهنمه.

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
باد صبا

سلام دستتون درد نکنه به خاطر این عکسی که گذاشتین. مگه با خواننده هاتون پدر کشتگی دارین؟ خیلی خاطره بامزه ای بود. [گل]

زهرا

بذار دلت و آب کنم. نمیدونی روزه نگرفتن چه حالی میده. تو این خونه رفتی بالا پشت بوم یا اون خونه؟؟؟